هفته پیش با مدیر عامل رفتی جلسه اواخر جلسه بهت می گه از پوشش امروزت هم خیلی خوشم اومد خیلی فرمال، یه جوری بیاید که مشکل براتون پیدا نشه. پوششت چیه؟ یه مانتوی کرم که نه خیلی گشاده و نه خیلی تنگ شلوار تیره ، کفش رو بسته بدون پاشنه و روسری کرم قهوه ای.
دیروز یه بخشنامه زدن تو اداره که روش نوشته به دلیل اطلاعیه های نیروی انتظامی در مورد برخورد با بد حجابی در شرکت های خصوصی لطفا باپوشش مناسبی که برای خود و شرکت مشکل ایجاد نکند به شرکت مراجعه کنید.( نقل به مضمون)
امروز که داری آماده می شی به این فکر می کنی که خوب مدیر عامل که هفته پش پوششم رو تایید کرده با این مانتو هم که صد بار از جلوی خواهران و برادران محترم گشت ارشاد گذشتم مشکلی نداشته پس با همین می رم .
راس ساعت 8 می رسی شرکت به غیر از منشیتون کس دیگه ای تو واحد نیست اون هم که همیشه مقنعه سرش بوده الان با یه شال صورتی خوشگل اومده بهش می گی چقدر خوشگل شدی شال بهت میاد از سکوت واحد استفاده می کنی و غرق کار می شی . 2 ساعته داری کار می کنی که صدای رییس امور اداریتون رو میشنوی که داره با بی ادبی هرچه تمام تر به همکارت می گه اگر قرار اینجوری بیای شرکت پاشو برو نمیخواد کار کنی .چشمات گرد میشه همکارت امروز با مقنعه اومده نگاهش می کنی مقنعه اش یه کم عقبه .دلت به حالش می سوزه اون بیچاره ارمنیه و مجبور به رعایت این پوشش.
رییس امور اداریتون که از قضای روزگار به احمدی نزاد رای داده ( میدونید دلیلش برای این کار چی بود : وضع مملکت خراب شه آمریکا بیاد حمله کنه از دست اینا راحت شیم) به تو نگاه می کنه و میگه مدیر عامل گفته هر کس با مقنعه نیومده باید بره خونه عوض کنه بر گرده داغ می کنی می گی یعنی چی اگر قراره همه مقنعه سرشون کنن تو اطلاعیه می نوشتید شما فقط نوشتید پوشش مناسب . تو صورتت نکاه می کنه و میگه شما که با همون مانتوی تنگ دیروز اومددید .از تعجب شاخ در میاری این مانتو تنگه ؟ خوشت نمیاد با این پیر مرد بحث کنی فقط می گی مانتوی من اصلا تنگ نیست.
مدیرت میاد می ره تو اتاقش و چند دقیقه بعد میاد بیرون از سر تا پاتو نگاه می کنه کاری که هیچ وقت عادت نداره بکنه و می ره پایین مطمئنی که راپورتی از تو بهش رسیده بر می گرده و میره تو اتاقش میری پیشش قبل از این که چیزی بگی می گه به خدا به نظر من هم شما مشکلی ندارید من نمیدونم چی شده.
می ری پایین پیش معاون مالی و اداری شرکت که قبلا مدیر تو هم بوده می خوای بهش بگی یعنی چی اگر قرار به مانتو ی تیره و مقنعه بوده چرا نگفتین . خیلی عصبانیه میدونی که خبر به گوش اون هم رسیده داد می زنه بهت می گه مانتوت تنگه کوتاهه میگه تو رعایت نمی کنی تو چون درشتی به چشم میای میگه همه چی رو که نباید تو بخشنامه نوشت میان شرکتو می بندن برا شما که مشکل بوجود نمیاد برا مدیر عاملش میاد همینطور داد می زنه تعجب کردی میگی مانتوی من کوتاهه مانتوی من تنگه؟میگی صد بار با این مانتو رفتی تو خیابون و مشکلی نداشتی . اصلا انتظارنداری این حرفا رو بشنوی اون هم با داد و بیداد احساس می کنی داری خورد میشی هر چقدر تلاش می کنی اشکت نریزه نمی تونی و همش فکر می کنی اضافه کردن مقنعه تو بخشنامه انقدر سخت بود؟نوشتن یه دستور العمل برای پوشش انقدر سخت بود؟ خوب می گفتن رنگ روشن نپوشید و حتما مقنعه بذارید. تحمل نداری از اتاق میای بیرون نمیدونی چرا اینطوری به هق هق افتادی دستات می لرزه حتی نمیتونی حرف بزنی به زور به آرش زنگ می زنی میگی بیاد دنبالت هر کاری میکنی گریه ات بند نمیاد . تو ماشین جیغ می زنی گریه می کنی بهش می گی تا حالا بهم اینطوری تو هین نشده بود می گی همش تقصیر توست که زیر بار مهاجرت نمیری میگی چرا باید تو این مملکت بمونیم ؟ در حالیکه نمی تونیم رنگ لباسمون رو انتخاب کنیم در حالیکه نمیتونیم مهمونی بگیریم ؟ در حالیکه 28 میلیون تومنمون رو خوردن و یک ساله همش از این دادگاه میریم اون دادگاه و هیچی نمیشه ؟ در حالی که از صبح تا شب هزار تا اتفاق دیگه برامون می افته؟……….
اولش فقط گوش می کنه بعدش عصبانی میشه می گه اگر همه اونایی که قهر کردن و رفتن مونده بودن الان مملکت اینطوری نبود میگه نمیتونه بره توالت بشوره می گه مگه تقصیر منه که اینجا به دنیا اومدم مگه تقصیر من که این مملکت خراب شده رو دوست دارم می گه…….
تو می مونی و فکر هزار تا چیز دیگه نمی دونی دوباره پاتو میذاری تو اون شرکت یا نه؟
gozarzaman گفت
سلام. من یک سوالی مطرح کردم اگر جوابی برای سوال من داشتید حتمان بدید راستی به نظرم اگر یه خورده نوشته هاتون کوتاهتر باشه خیلی خوندنی تر میشه موفق باشید
امیر گفت
وقتی هیچ کسی سر جای خودش نباشه این میشه دیگه…..گاهی اوقات واقعاً نسبت به ایران و زندگی تو ایران نا امید میشم اما تا حد خیلی زیادی با آرش موافقم….
آلوچه خانوم گفت
چند روز استراحت کن . برو استخر … برو مسافرت ! بعد به این مزخرفات فکر کن اون موقع بهتر می تونی تصمیم بگیری .
ava گفت
سلام دوست خوبم. وبلاگ خیلی زیبایی داريد.
می دانید شما از میان خیلی از وبلاگها انتخاب شده اید تا در مسابقه ما شرکت کنید. منتظرتون هستیم.
http://avayeshghe.blogfa.com/
هومان گفت
این رفتار و اعمال ناشی از اندیشه و اعتقاد انان نیست بلکه ناشی از تفکری است که بر فعالیت های اقتصادی مردم جهت به کنترل در اوردن انان در حال برنامه ریزی هست و شما نباید از رفتار آنان ناراحت شوید. با پوشش یا عدم پوشش مد نظر انان از شما چیزی کسر نمی شود اما موقعیت و فعالیت اقتصادی خیلی از مردم تحت کنترل قرار می گیرد و اعمال قدرت خود را از این طریق به نمایش می گذارند بنابر این بهانه به دست نظامیان ندهید و با خونسردی و ملایمت و منطقی با مسئله کنار بیائید که این نیز بگذرد . و خواهند فهمید که راه نجاتشاتشان از این طریق هم بدست نمی اید و بالاخره تسلیم لشکر پیاده شده وروزی مات خواهند شد که این کیش ها بی نتیجه بوده است!
boogi گفت
مشكل اينجاست همكار قديمي كه زيادي اين شخص (عمو) رو جدي مي گيريد. كافي است روشي كه بچه هاي ما در برابر او به كار مي بردند و مي برند رو انتخاب كني مي بيني همه چي خيلي قشنگ درست مي شه
واقعا مي گم. اونو زياد جدي نگيريد.
نسرین گفت
سلام عزیزم
وبلاگت مبارک. من تا امروز نمی دونستم وبلاگ دار شدی.
این متن رو که خوندم یاد حال 1 سال و نیم خودم افتادم که تو اون شرکت چی می کشیدم و چقدر راحت شدم از اون وضع مسخره اش. امیدوارم بتونی با اعتماد به نفس بیشتر و دید بهتر راهی رو انتخاب کنی که توش رشد باشه و تغییر و آرامش.
می بوسمت
احسان گفت
ایستادگی و مبارزه باید ما را نه گریز. گزیری نیست بر ماندن و پایداری و اصلاح.
ماهي گفت
اين مملكت درست بشو نيست يعني اگه با موندن خشك و خالي آدم به اين خيال باشه ره به تركستان بردنه.. من شخصا نميتونم خودمو متقاعد كنم كه يه عمر بايد با حجاب مسخره اي كه اينا گذشتن زندگي كنم. اگه ميتوني شوهرت رو متقاعد كن كه از اينجا بريد
هومان گفت
مملکت خود به خود درست نمی شود و اگر هم درست بود که نیازی به این بحث ها نبود بنابر این فعالیت انسان زمانی مفهوم و ارزش دارد که در جهت سازندگی باشد نه فرار کردن
فرار کردن و از اروپا و امریکا به voa زنگ زدن و از بدبختی مردم حرف زدن هنر نیست . اگر شما راست می گوئید و معتقد به یک روش اعتراضی هستید . با لباسی ژولیده وارد همان سیستمی شوید که می خواهید اعتراض کنید تا نمادی از اعتراض داشته باشید. و این ماهی نمی دونم کیه ولی این تشویق به فرار روش اعتراضی نیست بلکه اثبات ناتوانی است. و ضمنا مشکل ما حجاب نیست ما مشکلات بسیار مهمتری داریم که غافلیم.
آرش.س گفت
وضعـيت سختي است ، به قولي “نه در رفتن حرکتی ست، نه در ماندن سکونی”.در برزخ تاريخ هستيم فعلا؛ببينيم بهشت قسمتمان میشود دست آخر يا جهنم .
آرش.س گفت
در ضمن در خصوص نظرات ماهی و هومان هم بايد بگويم که اين گونه صحبت کردن و شعار های اين چنين که مشکل ما حجاب نيست و مسائل اساسی تر داريم اشتباهی استراتژيک است،مشکل ما حجاب نيست درست ،اما مشکل حکومت که هست،اين حکومت پايداريش و جمهوری اسلامی ماندنش منوط به حفظ همان چيزهاي است که او را جمهوری اسلامی کرده است،و گرنه با اصلاحات و گسترش اقتصادی و گفتگوی تمدنها از اين حکومت ليبرال دمکراسی پديد نمي آيد همانگونه که در دوران دکتر سيد محمدخاتمی نيامد.فراموش نکنيد که اين حرفها را دکتر احمدی نژاد هم می زد ، که مشکل جوانان ما مدل مو يا لباس آنان نیست و ….
leila گفت
man salha tooye madrese ba in mokafat dast be gariban boodam va be rahati har ki delesh mikhast be har bahaneye koochiki halet ro ja miavord in ke bayad lebase monaseb bepooshi sharte hekoomate ama inke olgooye raftarie khasi too edarat vojood nadare too khiaboona va kolan mardom majboore be ehteram gozashtan be hoghooghe ensanie ham nistan ro nemidoonam che joori mishe hal kard?rasti webloget ham mobarak
sasosha گفت
خیلی حس بدیه…کاملا درکش کردم..گندشون بزنن که هیچیشون به آدمیزاد نرفته..متاسفم.امیدوارم الان خوب باشید…
فؤاد گفت
سلام
یکی دزدی میکنه پولارو ورمیداره فرار میکنه یکی مرتکب جنایت میشه و فرار میکنه یکی از دست طلبکارا در میره اما مطمئنم بنا به هیچ کدوم از این دلایل نیست که سولماز میخواد بره اینجا فاش میکنم که اون میخواد فرار مغزها بکنه فرار مغز ها بکنه مطمئنم ونگران که بدون اون مملکت چه بلایی سرش میاد
پوریا گفت
لطفاُ ببینید :
http://blog.360.yahoo.com/blog-LengUMEhfrK4VWB2RA_hGDuDl0EtmA–?cq=1&p=424
تا وقتی زیر بار هر توهینی میریم غرور و شخصیتی برامون نمیمونه که بتونیم و یا بخوایم از اون دفاع کنیم. همیشه این جمله معروف شریعتی تو ذهنم می یاد که :
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی میگریند که آزادانه زیست.
(این روزها دیگه کسی به یاد کسی نیست و گریه ها و عزا ها در حقیقت برای خودمونه)
هومان گفت
سلام
این لیلا رو بگین فارسی تایپ کنه .
به نظر من هر کی از کشور فرار کرد یعنی توان مقاومت نداره .
من کاری به خاتمی و ایکس و ایگرگ ندارم بطور کلی همون خارجی که شما میگین یه روز گالیله رو محکوم به اعد ام کرده و حالا شده خارج!….
آرش.س گفت
البته من درست و دقيق منظور شما را از خارج نمی دانم،اما در مورد آنهایی که مهاجرت می کنند چنين نظری ندارم،شايد افرادی اصلا به فکر مبارزه نيستند ، اينها حق دارند محل زندگی خود را هر کجا می خواهند انتخاب کنند و زندگی دلخواه خود را داشته باشند، افرادی که دم از مبازره می زنند نبايد فرار را بر قرار ترجيح دهند.
هومان گفت
منظور ما در رابطه با این پست بود.