آنها که مرا می شناسند می دانند که میانه ام با آشپزی خیلی خوب نیست یعنی راستش را بخواهید تنبلم در آشپزی شاید چون ساعات کارم طولانی است و آرش هم اصلا گیر به غذا نمی دهد. شده گاهی که مثلا یک ماه تمام آشپز خانه ما تعطیل بوده. این را هم بگویم که وقتی غذا می پزم سنگ تمام می گذارم و غذاهایم ای بدک نمی شوند ( این را باید البته از آقایمان بپرسید)
حالا این ها را نوشتم که برای ثبت در تاریخ و برای ثبت شدن در کتاب رکوردهای گینس بگویم که از جمعه هفته پیش و دقیقا تا همین دیروز من هر روز غذا پختم . در دوره زندگی مشترک 4 ساله ما این یکی از بی نظیر ترین اتفاقات است و یک رکورد محسوب می شود.
گاهی فکر میکنم نکند چیزی توی سرم خورده؟
دراک گفت
واقعا!! نکنه چیزی توی سرت خورده؟؟؟
بهاره گفت
ممنون از همدردیت سولماز جان
غم نبینی
ساسا گفت
سلام چی شد که تو هم شدی به همین سادگی؟
امیر گفت
والله اون دفعه که با شازده و فخ ملوک خدمت رسیدیم به قصد آبگوشت خورون؛ یادمونه که شوی شما گفت تو کل چهار سال زندگی مشترکتون به اندازهء همون چهار روز غذا درست کرده بودی… الان که دیگه خودت اعتراف کردی باورم شد!!! در ضمن شما دستپختتون بسیار هم خوب میباشد. این رو اگر من ِ شکمو بگم بقیه بیخود میکنند اگر باور نکنند!! محض ثبت در تاریخ! حالا کِی بیایم شام خونهتون؟!!!!! (باز هم محض ثبت در تاریخ: اشتباه نکنید دوستان عزیز؛ من و دخترک صبح تا شب در خانهء این دراک خان و بانوی مهربانشان پلاس هستیم!!! این هم محض ثبت در تاریخ!)
پ.ن: این کامنت رو امیر نویسندهء وبلاگ تاملات نابهنگام (خاطراتی برای فردای سابق) نوشته؛ با امیر بابابزرگ اشتباه نشود یک وقت!
امیر گفت
والله اون دفعه که با شازده و فخ ملوک خدمت رسیدیم به قصد آبگوشت خورون؛ یادمونه که شوی شما گفت تو کل چهار سال زندگی مشترکتون به اندازهء همون چهار روز غذا درست کرده بودی… الان که دیگه خودت اعتراف کردی باورم شد!!! در ضمن شما دستپختتون بسیار هم خوب میباشد. این رو اگر من ِ شکمو بگم بقیه بیخود میکنند اگر باور نکنند!! محض ثبت در تاریخ! حالا کِی بیایم شام خونهتون؟!!!!! (باز هم محض ثبت در تاریخ: اشتباه نکنید دوستان عزیز؛ من و دخترک صبح تا شب در خانهء این دراک خان و بانوی مهربانشان پلاس هستیم!!! این هم محض ثبت در تاریخ!)
پ.ن: این کامنت رو امیر نویسندهء وبلاگ تاملات نابهنگام (خاطراتی برای فردای سابق) نوشته؛ با امیر بابابزرگ اشتباه نشود یک وقت!
پ.ن 2: ما این کامنت را دو سه بار دیگر هم گذاشته بودیم که مورد پرش قرار گرفت!! چرایش را از اون سرویس اجنبی وردپرس بپرسید!!!!!
نسرین گفت
دست پختت که خدایی خیلی خوبه. یادش بخیر اون روزا هر روز با هم نهار می خوردیم. چقدر دلم تنگ شد.
آنا گفت
ياد خودم افتادم.البته من ديگه اين جوري نيستم .هفته اي 3 روز رو مي پزم
آرتمیس خانوم گل گلاب گفت
بابا ما که دائم خونه تو ن ولو ییم و هی دستپختتونو خوردیم عااالی بوده …حالا فردا ظهر ناهار بیایم؟ :دی ی …یا می خوای خودم تنها میام امیر رو نمیارم …چطوره؟ دی ی
مریم گفت
پس شما اگه غذا نمیپزین چه کار میکنین؟ از بیرون میگیرین؟ اونوقت این غذاهای بیرون شما رو چاق نکرده؟ شایه هم خونه مامانها مهمون میشین ناقلا !!!
boogiwoogi گفت
ما كه هنوط دست پخت شما رو نخورديم. تا قبر آ آ آ آ
آوات گفت
نکن خانم جان نکن، توی دام می افتی و اونوقت می شه کار همه عمر. البته فقط و فقط اگر لذت بردی وقت آشپزی اشکالی نداره