…… زري باز پرسيد: ديوانه هم نميشوم؟
دکتر عبدالله خان گفت : قول ميدهم نشوي.
چشم در چشم زري دوخت و با صداي نوازشگري ادامه داد: اما يک مرض بد خيم داري که علاجش از من ساخته نيست. مرضي است مسري. بايد پيش از اين که مزمن شود ريشه کنش کني. گاهي هم ارثي است.
زري پرسيد : سرطان؟
دکتر گفت : نه جانم چرا ملتفت نيستي؟ مرض ترس. خيلي ها دارند. گفتم که مسري است.
باز دست زري را در دست گرفت و پيامبرانه افزود: من ديگر آفتاب لب بامم. اما از اين پيرمرد بشنو جانم در اين دنيا همه چيز دست خود آدم است حتي عشق حتي جنون حتي ترس. آدميزاد مي تواند اگر بخواهد کوهها را جا به جا کند. مي تواند آب را بخشکاند. مي تواند چرخ و فلک را به هم بريزد.آدميزاد حکايتي است مي تواند همه جور حکايتي باشد. حکايت شيرين، حکايت تلخ حکايت زشت و حکايت پهلواني… بدن آدميزاد شکننده است اما هيچ نيرويي در اين دنيا ،به قدرت نيروي روحي او نمي رسد، به شرطي که اراده و وقوف داشته باشد.
سو و شون-سيمين دانشور-انتشارات خوارزمي-3000 تومان
امیر گفت
چه جالب که به شیوهء امیر “تاملات نابهنگام” مطالعه میکنی ولی لینکش همچنان “خاطراتی برای فردا”ست!! شوخی کردم ها… همونطوری که تو وبلاگم هم نوشتم هر کسی که دوست داره، اسم وبلاگ رو عوض کنه. اگر اسم قدیمی رو دوست تر داری، نگهش دار. به هر حال شازده میتونه دموکرات هم باشه! در ضمن این کار واقعاً کار خوبیه و تجربهء من بهم ثابت کرده آدم ناخودآگاه هم در قبال وبلاگش احساس مسوولیت میکنه هم در قبال مطالعهش! برای شروع، کتاب خوبی رو انتخاب کردی! موفق باشی، امیر
نسرین گفت
سلام
کتاب خوبیه خیلی. ولی برای شروعه آیا؟!
گیل بانو گفت
این روزها که حالم خوب نیست همش یاد حرف زری می افتم که به یوسف می گفت شده ام مثل چرخ چاه. از صبح تا شب می چرخم. بدون اینکه دیده شوم. (البته عین جمله اش یادم نیست).
dordaneh گفت
hamin dishab tarse az 2 ta na 3 ta sooske naghabel ta sobh nazasht man bekhabam daste khode adam ham nist hamishe!!1
آرتمیس خانوم گل گلاب گفت
دووووسی دووست دارم م م
mina گفت
ye ruze ke mikhunam weblageto.kheyli jahash gerye kardam.ehsas mikonam kheyli khoshbakhti.asheghe zendegit shodam.aslanam dalilesho nemidunam!
bahareh گفت
akhhh shovashon
doosesh daram
roozhaye khoobi bood vaghti mikhondamesh…