چه خبر؟

ماناي عزيز ، که من هميشه نوشته ها شو مي خونم ولي اصولا از تنبلي کم براش کامنت مي ذارم ازم پرسيده چه خبر؟

الان بايد برم آرشيو 2 سال پيش وبلاگ يادما رو پيدا کنم يادم بياد اون موقع چي نوشتم اما حوصله ندارم يه چيزايي يادمه اولين و مهمترينش که دغدغه هميشگيم بوده لاغر شدن و باربي شدنه که به حول و قوه الهي هيچ وقت دست نميده  يعني ديگه خودم هم خجالت مي کشم به مردم بگم مرسي نمي خورم رژيم دارم. اون موقع قرار بود تا عيد وزن کم کنم الان هم قراره تا عيد وزن کم کنم. ( البته بايد به اطلاع دوستان و اشنيان برسونم که از آذر پارسال تا حالا 7 کيلو کم کردم).

خوشبختانه تو اين 2 سال تغييرات مثبتي داشتم که خدا رو شکر خودم رو تو وضعيت رضايت از خودم قرار مي‌ده . الان و در حال حاضر مي‌دونم کجام و چي مي‌خوام . البته توي رسيدن به اون چيزي که مي خوام گاهي اوقات دلسرد مي شم گاهي اوقات مي ترسم اما در مجموع وضعيت خوبه اگر پشتکار داشته باشم که بهتر هم مي شه مطمئنم.

 از محيط کارم به شدت بدم اومده درست برعکس 2 سال پيش 2سال پيش هم همينجا بودم و کار کردن تو اين شرکت رو دوست داشتم اما حالا ازش متنفرم. و مسخره اين که جرات تغيير دادنش رو هم ندارم به خاطر اون محتاطي و محافظه کاري احمقانه که اگه جاي ديگه بدتر ازاينجا بود چي؟

آي آدم هايي که اينجا رو مي خونيد کار براي يه کارشناس بازرگاني خارجي تو قسمت واردات کالا با حقوق مکفي سراغ نداريد؟

 زن و مرد و پير و جوون از خانواده آرش گرفته تا خانواده خودم کلافمون کردن بس که گفتن نمي خوايد بچه بياريد؟ گاهي اوقات حرصم مي گيره گاهي اوقات بي تفاوت رد مي‌شم گاهي هم مي خندم .يعني اصولا از اين فضولي مفرط خودمون ايرانيها خندم مي گيره ها تا وقتي دوست دختر و دوست پسريد مي پرسن يه تصميمي برا زندگيتون نمي گيريد بعد که نامزد ميشيد تند تند مي پرسن کي عروسي مي کنين عروسي که مي کنيد اولش همه تو گوشت مي گن مواظب باش حامله نشي ها بعد يکي دو سال همون آدم ها هي  مي پرسن حامله نيستي بچه نمي خوايد دير ميشه ها فاصله سنيتون زياد مي شه ها. احتمالا اولي رو هم که آوردي بعد 2 سال سراغ دومي رو مي گيرن. خنده دار تر اينه که من خودم عاشق بچم و اصولا مادر شدن رو دوست دارم اما قبل از بچه دار شدن يه عالمه کار دارم که بايد انجامشون بدم تا بتونم مادر خوبي بشم. و الان آمادگي براي مادر شدن ندارم . به همين سادگي.

خبر خاص ديگه اي نيست  جز اين که دلم مي خواد برم تاتر مانيفيست چو رو ببينم اما وقت تو صف ايستادن و بليط گرفتن ندارم هر کدومتون که همت کرديد و خواستيد بريد من و‌اقاي همسر رو فراموش نکنيد.

 

آقاي همسر چه خبر؟ نه اين که خبر ندارم !!!!  امير ، آرتميس ، دردانه ، بانوي گيلک ، احسان ،هومان ، بوگي شما چه خبر؟

 

پي نوشت 1: اين هم نوشته 2 سال پيش در يادما ( راستي از اون آدمي که نوشتم که نمي تونم بگم کيه اصلا ديگه بدم نمياد)

پي نوشت 2: سوال پست قبلم خيلي جدي بودا يکي به من جواب بده.

 

 

14 دیدگاه »

  1. boogiwoogi گفت

    راستي ها، از بچه چه خبر؟

  2. امیر گفت

    خبر خیر… سلامتی! قابل عرض هیچی والله! در ضمن اگر جوابی برای پست قبل پیدا کردی لطفاً برای من هم پُست کن ایتالیا که به شدت بهش احتیاج دارم. در ضمن خیلی از نوشتن هات داره خوشم میاد. بیشتر از قبل…. رو روند خوبی افتادی رفیق. برات خوشحالم. این روون شدن تو نوشتن خیلی خوب داره جا میافته و همینطور ادامه بدی مطمئناً بهتر و بهتر هم می‌شه. شرمنده ها… ولی من از اونجایی که روزی شونصد بار دارم آپدیت می‌کنم فکر کنم دیگه احتیاج نباشه تو این بازی شرکت کنم دیگه… نه؟ چه بخواهید چه نخواهید دائم و زوری هم که شده از حال من خبر دارید !!! :) ):))

    ————————————————
    چون توئي قبول

  3. shirin گفت

    چه جالب نوشتی… توی اون مسئله کاری باهات بسیار درد مشترک دارم!
    اما من بالاخره دل به دریا زدم و دارم تغییرش می دم. البته… یه کم پیچیده است. اون ترسی هم که ازش نوشتی… غیرقابل انکاره! من هم همیشه با همین فکرها سروکله می زنم. اما بالاخره باید ریسک کرد و بهای یه چیزایی رو داد…در ضمن من هم به شدت به اون قرص های تمرکز زا نیازمندم…پیدا کردید منو هم خبر کنید!

  4. dordaneh گفت

    soolmaz jan baz to mano davat kardi midooni man janbe nadaram 2 daghighei labeik migam!!!valii dar morede bache dar shodan gooshhato begir kheili be harfe kasi goosh nade man baz ham fekr mikonam amade nistam bad az 7 sal ezdevaj va dar 32 salegi….

  5. sara گفت

    خيلي حس خوبی دارم نسبت خودتون و نوشته هاتون و خانواده 2 نفرتون
    در مورد محل کارم فکر می کنم همه جا اولش خوبه…بعد از يه مدت که جا افتادي تازه ميفهمی که بله….

  6. متتی گفت

    سلام
    اگه سرعتتون مناسب باشه هیچ نرم افزاری بهتر از تور نیست
    https://www.torproject.org/download.html.en

  7. آنا گفت

    چه قدر اين پستت برام ملموس بود.چه قدر حس مشترك داريم.چه قدر منم دلم مي خواد باربي بشم و چه قدر سخته.منم 4 كيلو كم كردم كه دوباره اضافه اش كردم!!!!!!!!! و چه قدر وزن كم كردن حال ميده.منم ميخوام تا عيد رژيم بگيرم.اگه 5 كيلو هم كم كنم عاليه.
    تازه به ما هم دقيقا گير دادن شديدا واسه بچه.ديوونه امون كردن.ما 3 سال و نيمه عروسي كرديم.فك كنم همه فك ميكنن ما ديگه بچه دار نميشيم!!!!!!!!! و دقيقا منم عاشق بچه ام و مامان شدن.اما الان اصلا وقتش نيست.بيخيال فضولي مردم….

  8. نسرین گفت

    سولماز جان در مورد کار بهت پیشنهاد می دم اگه اینقدر رو مخته حتما حتما عوضش کن. اینو چندین و چند بار بهت گفتم و می گم که اونجایی که تو بودی من هم بودم و بدون که با عوض کردنش چیزی رو از دست نمی دی. هر تغییری برات خوبه و باعث پیشرفتت می شه مخصوصا با شناختی که از تو و پشتکارت دارم. مطمئن باش. فقط مهمترین کاری که می کنی اینه که جای جدید رو با دید باز و تحقیقات لازم انتخاب کن همین. به همین سادگیp;

  9. آنا گفت

    آره عزيزم.ما خواهريم.من و بهاره.اصلا من از طريق بهار با وبلاگ تو آشنا شدم

  10. هومان گفت

    مهاجرت به شهر دیگه
    بهترین راه پیشرفت تنوع ارامش و اعتماد به نفس.
    از وابستگی هاتون کم کنید و تصمیم های جدید بگیرین حرفهای مردم رو بشنوید اما خود را سرزنش نکنید که چرا گوش نمی کنید !
    بچه هم به موقع پیداش میشه خیلی خودتون رو تو این دعواها قاطی نکنید. اجازه بدین هر چی میخوان بگن .
    ما دو سالی کنترل کردیم یکی میگفت ناراحت نباشین خدا میده انشا…!!!!
    کتاب راز شاد زیستن رو هم بخونید.
    ———————————-
    هومان جان خدا رو شکر تنها چیزی که این روزا بهش دل بستیم همین شاد زیستن .مهاجرت به یه شهر دیگه هم با توجه به شرایط کاری من و آرش میسر نیست؟
    راستی چرا فکر کردی من از وضعیت موجود ناراضیم؟

  11. آرتمیس گفت

    چشم می نویسیم …نزن ما رو آبجی

  12. احسان گفت

    امروز یک جوری سولماز به من حالی کرد که هر به وبلاگش سر نمی زنم. حق داره! چون یه مدته که به وبلاگ خودم هم سر نمی زنم!
    حتما در این بازی سولماز شرکت می کنم. اما یاد یه چیزی افتادم همیشه (بیشتر وقت ها) وقتی از کسی می پرسین «چه خبر؟!» می گه سلامتی. به نظرم این یک فحش مستقیمه!
    می دونین واسه چی؟ به خاطر اینکه قبل از این سوال «چه خبر؟!» همیشه «چطوری یا احوال شما» پرسیده می شه و «سلامتی» جواب این سوال هست نه جواب «چه خبر؟»
    این رو توی کلاس خبرنگاری خبرگزاری ایسنا آموزش می دادن و واسه خیلی ها جالب بود که وقتی می پرسن «چه خبر؟!» باید خبر رو گفت نه سلامتی رو!
    به هر حال امیدوارم اون هایی که دعوت شدن حتما در این بازی شرکت کنند.

  13. mana گفت

    merc ke neveshti va cheghadr ham khoob neveshti
    :-*

  14. dordaneh گفت

    ma be davte shoma labeik goftim !!

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · URI دنبالک

نوشتن دیدگاه