امروز سر نهار توی شرکت بحث از جریان کم غذا درست کردن من در طول هفته و طفلکی شوهر بیچاره من به جاهای جالبی رسید :
خانم ن: شوهر سولماز مرد ایده آل به این چیزا گیر نمی ده.
آقای ب: ولی من اصلا مرد ایده آل نیستم
آقای ش :من هم همینطور من اگه بیشتر از یه بار تو هفته غذای بیرون بخورم زنمو طلاق می دم
من : ما زیاد غذای بیرون نمی خوریم . معمولا یه چیزی با هم درست می کنیم . وقتی هم غذا نداشته باشیم آرش ظهرها تو شرکت از غذائی که مامان برا بابام داده می خوره.
آقای ب: من اصلا فکر نمی کردم شما انقدر با سیاست باشی.
خانم ج: به نظر من ایده آل اینه که 3 روز خانما غذا بپزن 3 روز آقایون.
آقای ب : خانم پس شما برو یه خانم پیدا کن واسه زندگی کردن باهاش. خوبه دیگه مردا غذا بپزن ظرف هم بشورن چطوره یه سال زن بچه به دنیا بیاره یه سال مرد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما (تمام خانم های سر میز ): وا یعنی چی یعنی مردا نباید غذا بپزن؟
آقای ب : نه اصلا ببینید یکی از بزرگترین لذت های زن تو زندگی اینه که برا شوهرش غذا بپزه. شوهرش ازش تعریف کنه.
خانم ن تقریبا عصبانی : آهان این بزرگترین لذت رو تو زندگی شما تعیین می کنی دیگه؟ زنی که از صبح تا شب داره پا به پای شما بیرون از خونه کار می کنه بزرگترین لذتش غذا پختنه . اما شما باید بشینی تلویزیون نگاه کنی.
آقای ب : مگه من گفتم کار کنه . این هم اداهای جدید زنهاست که ما می خوایم کار کنیم روحیمون خراب میشه وگرنه وظیفه مرد این که بیرون از خونه کار کنه زندگی بسازه زنش هم کیف کنه شوهرش براش همچین زندگیی ساخته.
من : آهان این که زنها بخوان شخصیت اجتماعی داشته باشن و کار کنن ادای جدیدشون ؟
خانم ج: به نظر من توی زندگی های الان اگر زن کار نکنه چرخ زندگی خوب نمی چرخه؟
آقای ب در حالیکه بادی به غبغب انداخته : چرخ زندگیی که با کار نکردن زن نچرخه می خوام که هیچ وقت نچرخه.
آقای ت: بله هر کس وظیفه ای داره وظیفه مرد اینه که بیرون کار کنه زندگی بسازه و ظیفه زن هم اینه که تو خونه باشه بچه بزرگ کنه.
خانم ن در حال ترکیدن از عصبانیت : آهان ! پس چرا زنهای شما کار می کنن چیه دری به تخته خورده وضعتون خوب شده حالا دیگه زن وظیفه نداره کار کنه اوایل زندگیتون چرا از این حرفا نمی زدید؟
آقایان محترم : خوب کار نکنن .ما که مجبورشون نکردیم.
من : پس شخصیت زن این وسط چی میشه .
خان ن: ولشون کن . تو موفقی که باج ندادی.
من : نه ن باج دادن چیه . شوهر من اول به من به چشم یک انسان نگاه می کنه بعد زن . وقتی ما صبح با هم از در خونه میریم بیرون و با هم برمی گردیم به اندازه هم خسته ایم و به اندازه هم توی خونه کار می کنیم به نظر من برابری زن و مرد از همین جاهای کوچیک شروع می شه.
خانم ن: برا همین هم من وقتی زنی اندازه شوهرش بیرون کار کنه بعد از لحظه ای که می رسه شروع کنه به پخت و پز و تمیزی من می گم داره باج می ده………
توضیح :آقایون بالا همگی تحصیلات عالی دانشگاهی دارند. زنهای همه شان کار می کنند و خودشان در آمد بالای آنچنانی ندارند و در خانه های اجاره ای ساکنند.
ومن فکر می کنم وقتی مردهای تحصیل کرده این جامعه هنوز اینچنین فکر می کنن و خیلی از زن های تحصیل کرده ما هم به زندگی کردن با این طرز تفکر گردن می دن و اعتراض نمی کنن؛ فعالین حقوق زنان چه راه سخت و پر فراز و نشیبی دارن برای برقراری برابری حقوق زن و مرد. در گرفتن دیه برابر ,حق شهادت , حق طلاق و هزار تا چیز دیگه.