یه چیزی بهتون بگم . من بدم میاد که اینجوری عزیزهمتون باشم و همتون هی قربون صدقه من برید و هی بهم بگید وای این خیلی ماهه خیلی خوبه و بعدش بشم سنگ صبورتون .

بابا جون به خدا من خیلی گهم . من اندازه حرفها و محبتهای شما نیستم من حتی اصلا بلد نیستم این همه محبت شما رو جمع و جور کنم من تو هندل کردن روابط عاطفی خودم موندم. این روزها با همه دنیا سر جنگ دارم اولش با خودم .

منم آدمم تو رو خدا بذارید اخم کنم ,تو خودم باشم حرف نزنم .هی بعدش اس ام اس نزنید تلفن نزنید که چته ؟ چرا پکری ؟ گفته باشم گه تر میشما . من آدمم یه آدم سیاه و سفید با یه عالمه خصوصیات بد و خوب عین خودتون انقدر منو نبرید بالا . می برم به خدا می برم و نمیخوام این جوری بشه یه چند روز بذارید تو حال و هوای خودم باشم.

4 دیدگاه »

  1. ناشناس گفت

    همه آنچه را طلب می کنند که دوست دارند. آنچه با دیگران می کنید روزی بر دوش های شما سوار می شود و شما را شاید توان کشیدنش نباشد. دیالکتیک جستجو گاهی لبه ی تیغش را به سمت ما نشانه می رود.

  2. boogiwoogi گفت

    ببين اينا كه نوشتيد يعني چي اونوخ؟

  3. بهاره گفت

    ببخشید خانوم میشه یه چیزی بگمو و برم!؟؟؟
    فقط یه لحظه !!!!بد اخلاق نشینااا!!:دی
    من دلم خیلی برای شما و آقای همسرتون تنگ شده مخصوصا با عکسایی که امروز دوباره از سفر ابیانه دیدم!
    میشه بکین باید چیکار کنم!؟؟

  4. dordaneh گفت

    khob pas man hichi nemigam

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · شناسه‌ی دنبالک

نوشتن دیدگاه