پسر جوان را گرفته بودید,درست چند قدم جلوتر از من .شما هیکلی , خشن و مسلح بودید. من توی چشمهای شما نگاه کردم و فریاد زدم ولش کن با صدای بلند چندین بار فریاد زدم ولش کن , صدای فریاد من ,صدای فریاد هموطنان من تو را ترساند نمی دانم با کابل یا تسمه یا شلاق حمله کردی طرف من , برگشتم که توی صورتم نزنی و تو کوبیدی توی پهلویم. نفسم برید برای چند لحظه دنیا سیاه شد اما فقط برای چند لحظه, چند صدم ثانیه,صدای کف و سوت که از پشت سرم بلند شد, فهمیدم برادرم را رها کرده اید . می دانی من دیگر درد را سوزش را حس نمی کردم تمام شده بود تمام ِ تمام. جایش را شجاعت گرفته بود تمام شدن ترس , ترس از سگ هاری مثل تو . از آن لحظه من جسورتر بودم و هر بار دنبال جوانی دویدید من هم دنبال شما دویدم و فریاد زدم ولش کن.

من چهره تو را به یاد نمی آورم, شاید تو و دوستانت شب به فیلمهائی که ازمان گرفته اید نگاه کنید و با افتخار به رشادتان!! بخندید شاید فکر کنید درد باتون هایتان ما را از به خیابان آمدن دوباره منصرف می کند , اما هر بار که آن کابل کذائی را بلند می کنی تا بر پیکر کسی بکوبی یادت باشد, یادت باشد که داری ترس را در وجودش می کشی و او این بار جسورتر, شجاع تر و با افتخار تر قدم به خیابان خواهد گذاشت . این را هم به خاطر بسپار که هر بار دستهایت را بلند می کنی برای زدن, ترس و نفرتِ وجود خودت هزار برابر می شود و همین ترس, همین نفرت تو رابه زانو در می آورد.

4 دیدگاه »

  1. س گفت

    خواهر من ازت ممنونم كه اين خطرات رو به جون مي خري و ميري … من هم تا روزي كه نمي دونستم حامله شدم تو همه اين صحنه ها بودم، اما اين روزا فقط به صفحه مانيتور خيره ميشم و اشك مي زيرم… ما به اين بچه و بقيه بچه هاي به دنيا نيومده يه سرزمين آزاد بدهكار هستيم

  2. dordaneh گفت

    الهی دستش بشکنه خوبی ؟من واقعا شرمنده ام وقتی میخونم که شماها دارید جونتون رو کف دستتون میگذارید و میرید جلوی این خونخوارها میایستید

  3. با چی موافق نیستی سولماز جون؟ با اینکه تاوان اشتباهمونو دادیم؟ با اینکه ما به امریکا بدهکار نیستیم؟یا با اینکه در اعتماد کردنهامون باید دقت کنیم؟ من میگم آدم وقتی قدرت داره باید سنجیده عمل کنه و بدونه چکار داره میکنه. این آدمایی که میخوان گذشته شونو جبران کنن، درحالیکه هنوز هیچ قدرتی ندارند، چه تضمینی وجود داره که راست بگن؟ و اگه حافظه تاریخی رو میشه پاک کرد، پس شاید باید منتظر باشیم بیست سی سال دیگه ان هم بیاد معذرت بخواد و بخواد اشتباهشو جبران کنه. حقیقتش با همه ی اعتقادی که به درستی این جنبش دارم اما از عاقبتش خیلی می ترسم. فکر مقصدش همیشه برام هراس آوره.

  4. آنا گفت

    نه سولماز جون بدون برنامه ريزي نبود اما فقط فكرشو نميكردم اين ماه بشه.منتظرش نبودم.ولي الان احساس ميكنم با توجه به زمان تولدش خيلي هم بي موقع نيست. به هر حال مرسي از راهنماييت

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید