پسر عمویم و دوست دخترش چهار پنج سالی است که با هم زندگی می کنند , حالا تصمیم گرفته اند ازدواج کنند و دنبال کارهای عروسینند, رفته اند آزمایش خون و بهشان گفته اند باید در کلاسهای آموزش روابط جنسی و تنظیم خانواده شرکت کنند . باید قیافه ما را بعد از شنبدن این خبر می دید همه پخش زمین ازخنده و همه مشغول ارائه راهکار برای خروج از این بحران کلاس رفتن. اولش قرار شد که بچه ها بروند و از معلم کلاس درخواست کنند کمی استراحت کند و آن ها به بقیه کلاس درس بدهند اما بعد قرار گذاشتیم که خودشان را از این خل مشنگ های بی تجربه نشان دهند که تقریبا هیچ چیز نمی دانند و سوال های احمقانه بپرسند شاید کمی تفریح کنیم.
از شوخی گذشته مملکته داریم؟
boogiwoogi گفت
چشممان روشن
در مملكت اسلامي و اين جلف بازيا. پس كجا بودند گشت هاي ارشاد و پليس خانه هاي مجردي؟