ساعت شش و یازده دقیقهی صبح دوشنبه بیست و شش دی هزار و سیصد و نود. از شدت خوشحالی هنوز چشمام تره و دستهام داره میلرزه.
از خواب شیرین دم صبح بلند شدیم که ببینیم اصغر فرهادی و فیلمش جایزهی گلدن گلوب رو میگیرن یا نه. لحظهای که گرفت از خوشحالی پریدیم بالا و همدیگرو بغل کردیم , حالم , خوشحالیم مثل روزی بود که خدادادعزیزی گل دوم رو زد به استرالیا , یا روزی که حمید استیلی با سر توپ رو چسبوند به تور دروزاهی آمریکا.
تمام صفحهی فیس بوکم الان پر شده از عکسهای اصغر فرهادی , دوستهام اندازهی من خوشحالن و این حس خیلی خوبیه کاش شادیهای دستهجمعی ما انقدر دیر به دیر اتفاق نمیافتاد.
آرش گفت
فکر کنم گفت :
and golden globe goes to: IRAN ….. A Separation
مطمئن نیستم ؛ شاید من چون دوست داشتم اونطوری بشنوم ؛ اونطوری شنیدم.اگه تونستی چک کن…
solmaz گفت
دقیقا گفت :
and the golden globe goes to: from Iran A separation.
حق با توست
mahuu07@gmail.com گفت
آره واقعا .. میون این همه بدبختی یه کم از شوق گریه کردیم